ترور عماد مغنیه جلوی سفارت ایران تو دمشق ق2
چندي پيش تعقيب و گريزي هاليوودي در دمشق به پايان رسيد و مردي ترور شد كه تعقيبكنندگان خود را براي مدتي طولاني به بازي گرفته بود ، در حالي بود كه آنان به جز چند عكس محو و رنگ پريده، چيز ديگري از او در اختيار نداشتند. گرچه پايان حيات «عماد مغنيه» (فرمانده شاخه نظامي حزبالله) نيز از ابهامات كمي برخوردار نبود و تصورات بسياري را شكل داد، اما به نظر ميرسد كه قاتل او به گونه اي زبردستانه از شرايط فعلي منطقه سود جسته است.اينك منطقه كه به گروه اركستري از «جنگ»ها و «بحران»ها و «بازي هاي اطلاعاتي» و «صف آرايي هاي جنگي» مبدل شده است كه سمفوني آينده مبهم را مي نوازند.
امروز صاحب آن عكس ناشناخته[اشاره به تنها تصوير منتشر شده از عماد مغنيه در ايام حيات وي] از دايره گمانهزنيها خارج شده و «مرد اسرارآميز» شناخته شده است. اين بار مي توان اعلام كرد كه بدون شك او«عماد فائز مغنيه» است.
شب سه شنبه، سيزدهم ماه فوريه سال 2008،محله «كفر سوسه» در دمشق؛ نيروهاي امنيتي و افراد سرشناس ، به اضافه مردي تحت تعقيب، همگي گرد هم آمده اند تا انعكاس دهنده لحظهاي [تاريخي] باشند. انفجار يك خودرو بمبگذاري شد به زندگي يك لبناني به نام «عماد مغنيه» پايان ميدهد و تعقيب و گريزي امنيتي كه ربع قرن به طول ميانجاميد، پايان مييابد. متعاقبا انبوه ابهامات از ظرف مقتول به ظرف قاتل انتقال يافت.
*«داني ياتوم» رئيس اسبق موساد :
من نميخواهم تحت تأثير فرضيات خيالي قرار بگيريم. من عملاً به راستي نميدانم كه چه كسي اين كار را كرده است و نميدانم كه چه كسي در پشت صحنه آن عمليات قرار دارد. اما هر كسي به اين كار اقدام نموده باشد از سطح بالاتر از يك حرف برخوردار است.
*«ريچارد شابرلي»كارمند اسبق دفتر تحقيقات فدرال آمريكا:
اسراييل به تعيين اين اجراي عمليات متهم بوده است. بدون شك آنچه رخ داد به نحوي انكارناپذير مبين اين است كه روش اين عمليات متعلق به موساد بوده و دستهايي به آن اشاره دارد.
*«انيس نقاش»رئيس مركز مطالعات استراتژيك امان:
*ايالات متحدة متهم به تأييد و توجيه است اما كسي كه بنابر اطلاعات به دست آمده و تحقيقات انجام شده از ناحية فني و كيفي و اجرايي مسؤوليت مستقيم عمليات متوجه اوست، موساد است.
*گوينده:
44ساعت پس از عمليات ترور مغنيه ،واكنش هاي ضد و نقيضي در درون اسراييل به وجود آمد. رژيم اسراييل با صدور بيانيهاي رسمي، هرگونه ارتباط خود را با اين عمليات انكار كرد. اما محافل رسانهاي اخباري از تبريك و تهنيت به اولمرت در كنست (پارلمان) منتشر كردند و شايع گرديد كه خشنودي و رضايت چشمگيري در "ايهود باراك " وزير دفاع مشاهده شده است. همچنين "مئير داگان " رئيس « موساد » براي يك سال ديگر در پست خود ابقا شد، بدون اين كه توضيحي پيرامون دلايل اين امر ، حداقل به خبرگان اطلاعاتي و امنيتي اسراييلي ارائه شود.
"يوسي ميلمان " تحليل گر اسراييلي :
هر چه در جزئيات اين عمليات تعمق كردم، برايم معلوم شد كه اين عمليات از نوع چيزي است كه ما در اسراييل آن را "سياه و سفيد " ميناميم و اينها رنگهاي دنياي اسراييل است. اين يك عمليات خالص اسراييلي بود.
*«داني ياتوم» رئيس اسبق موساد :
«يوسي ميلمان» يك ژورناليست است و من نميدانم كه او چه كسي را ميشناسند و چه كسي را نميشناسد. شما از من سوال ميكنيد. من اسمم «يوسي ميلمان» نيست، من حتي شبيه به او هم نيستم. ميخواهم صراحتاً به شما بگويم كه من نميدانم[اين ترور كار كيست]! به طور يقين نميدانم!
* "يوسي ميلمان " تحليل گر اسراييلي :
اسراييل اعتراف نميكند، اعلام نميكند و هرگز مسؤوليت نميپذيرد. اين يك سياست است و دلايل آن صرفاترس نيست. موضوع عميقتر از آن است. هيچ كشور و دولتي وجود ندارد كه بتواند مسؤوليت اينگونه روشهاي عمليات را بپذيرد.
*«روبرت بير» :كارمند اسبق«سيا»:
در صورتي كه اسراييل پشت اين عمليات قرار گرفته باشد،حزب الله گزينهاي جز پاسخ در مقابل خود ندارد و اگر چيزهايي مبهم باقي بماند به نفع اسراييل خواهد بود.
*گوينده:
البته مسائل در طرف حزب الله اينقدر هم مبهم نبود. حزب الله، اسراييل را مسؤول ترور دانست و به او وعده پاسخ داد.
*سيد حسن نصرالله:
صهيونيستها، حاج عماد را در دمشق ترور كردند و تمام دادههاي ميداني ما و تحقيقات مؤكد اين موضوع است. امروز فقط يك حرف در قبال اين قتل در اين زمان و مكان و راه كار، وجود دارد.
اي صهيونيستها! اگر خواهان اين نوع از جنگ نامحدود هستيد؟ پس تمام دنيا بشنود كه اين جنگ نامحدود است.
*گوينده:
روزي كه در بيروت سوگند انتقام ياد شد، جنازه "حاج رضوان " يا «عماد مغنيه» يا همان «فرماده نظامي حزبالله» و ديگر اسامي اين مرد تشييع شد. زماني دراز بود كه لفافه اي ازابهامات، شخصيت اين مرد اسرار آميز را در خود پيچيده بود و ناگهان تمامي اين ابهامات از بين رفت. پدر او «فائز مغنيه» آشكارا پذيراي ابراز تسليت ها ميشود و مادرش «ام عماد» با سومين پسر خود كه در جريان نبرد طولاني اسراييل و حزبالله جان داده است وداع ميكند.هنگامي كه او را تشيع ميكردند، اين سؤال بر سر زبانها افتاده بود كه چگونه دشمنان در نهايت به اين «شبح» دست يافتند؟
*«داني ياتوم» رئيس اسبق موساد :
دستيابي به اطلاعات امنيتي و جمعآوري اطلاعات محرمانه معين و دقيق سپس، اقدام به انجام عمليات در دمشق كه يك شهر دشمن بوده و سختيهايي دارد، دستاورد بزرگي براي كسي كه مجري عمليات بوده است، محسوب ميشود.
*«يوسي ميلمان» نويسنده و كارشناس امنيتي:
وقتي عمليات اين چنيني طراحي ميشود، بايد منبع بسيار خوبي داشته باشيد و داراي قدرت نفوذي كه به هدف چون عماد مغنيه برسد. ناگزير فردي از نزديكان خيلي نزديك او كه جدول كارهاي او را ميداند و مطلع از تحركات او بوده و جزئيات زندگي روزمره او را ميدانسته، وجود داشته است.
*«روبرت بير» :كارمند اسبق«سيا»:
خيلي مواظب بود كه موعدي براي قرارهايش خود تعيين نشود. كسي از قرارهايش خبر نداشت. به طور كامل به اوضاع مشرف بود. روشن است كه او با اين تاكتيك توانست در زمان زندگي كند. اما وراي مرزها در سوريه، به نظر ميرسد كه يكي از اولويتهاي او از وي ساقط شده است.
*گوينده:
دو روايت براي اين عمليات گفته مي شود.اول اين كه بمبي در صندلي جلوي ماشين عماد مغنيه تعبيه شده است.گفته مي شود اين كار توسط سه تن از مزدوران موساد انجام شده.آن ها با پاسپورتهاي جعلي وارد سوريه شده و ماشينهاي كرايهاي داشتند و اين منطقه را زير نظر ميگيرند، آن هم با عكسهايي از طريق ماهواره و هر آنچه كه براي ساختار و شاكله اين داستان لازم است. ولي روايت دوم از انفجار ماشيني ديگر كه مملو از مواد منفجره بوده سخن ميگويد؛ يعني لحظهاي كه عماد پس از بازگشت از يك مراسم در مركز فرهنگي ايراني در دمشق ،قصد سوار شدن به ماشين خود را داشته است ماشين ديگري در كنار او منفجر شده است
«يوسي ميلمان» نويسنده و كارشناس امنيتي:
مهمتر از همه اينها وارد كردن تجهيزات لازم براي انجام عملياتي به اين پيچيدگي در دمشق است. من از خلال تحقيقاتي كه در سوريه انجام شد فهميدم كه اين عمليات به وسيله يك ماشين بمبگذاري شده صورت گرفته است. اين يعني اينكه ماشين تجهيز شده است و يك نفر بايد انفجار آن را زير نظر مي داشته است. اين از حيث اطلاعاتي و امنيتي عملياتي شگفتآور است.
*گوينده:
افرادي كه خط سير زندگي عماد مغنيه را دنبال ميكردند، تعقيب وي از سوي 42 كشور را ملاحظه خواهند كرد. اين مرد در قانون اسراييل فرد شماره يك تحت پيگرد به شمار ميرود و در قانون آمريكا پس از اسامه بنلادن فرد شماره دو تحت تعقيب است كهذ به زعم واشنگتن خشنترين عامل شرارت است.
*«انيس نقاش»رئيس مركز مطالعات استراتژيك امان:
ما ميدانيم كه ايالات متحده و اسراييل و برخي كشورهاي عرب، در تلاش براي تركيب اوضاع منطقه و به ويژه اموري كه مربوط به مقاومت در لبنان ميشود، هستند.
«يوسي ميلمان» نويسنده و كارشناس امنيتي:
روشي كه از به اصطلاح يازده سپتامبر اتخاذ شد و آن كار مشتركي بود كه با تبادل اطلاعات ميان cai و m16 انگليس و اسراييليها و اردنيها و مصريها وحتي سعوديها صورت گرفت. اينها در چارچوب جنگ با تروريسم انجام شد، چيزي بوش آن را جنگ جهاني عليه تروريسم مينامد. گمان ميكنم كه اين عمليات نيز ممكن است در چهارچوب يك همكاري وسيع مثل اين صورت گرفته باشد. من به اين باور دارم كه تعمق در اين حادثه، موجب اطمينان در اين نكته ميشود كه اسراييل در وراي اين عمليات است و اين عمليات مطمئناً، يك عمليات پنهاني اسراييلي است.
*«روبرت بير» :كارمند اسبق«سيا»:
مغنيه يك شبح بود. مردي كماندو كه هيچ راهي را دوبار نميپيمود و هميشه محل سكونت خود و همچنين ماشين خود را تغيير ميداد. او اقدام به از بين بردن تمام اوراق شناسايي خود كرده و پروندههاي پاسپورت او نزد مقامات و دستگاههاي لبناني موجود نبود.
*«ريچارد شابرلي»كارمند اسبق دفتر تحقيقات فدرال آمريكا:
به هيچكس جز افراد نزديك به خود اطمينان نداشت، او شخصي نبود كه همچون يك فرمانده به جستجو در ميان مردم بپردازد و با مهر عطوفت از ميان آنان عضوگيري كند. او اقدام به تعيين افراد اطراف خود، با ديد و نظر خود ميكرد. دلايلي نيز وجود دارد مبني بر اينكه وي جراحي پلاستيك انجام داده تا دستگاهها را گمراه كند.
گوينده:
«عماد مغنيه» حتي يك بار هم عمل جراحي پلاستيك انجام نداده است و بسياري از تصاوير منتشره از وي،تنها اوهام سازمانهاي اطلاعاتي بوده و نه بيشتر! اين چيزي است كه انيس نقاش هم كه رابطه صميمانه وي با «عماد مغنيه» به سه دهه ميرسد، آن را تأييد ميكند.
*«انيس نقاش»رئيس مركز مطالعات استراتژيك امان:
در سال 1976، من زماني با عماد مغنيه آشنا شدم كه او وارد فتح كه من هم عضو آن بودم، شد و خواست كه با گروهي كه از دوستانش كه افراد افراد معتقدي هم بودند آموزش نظامي ببيند، بدون آنكه به شكل رسمي به جنبش فتح بپيوندد و به اردوگاه آموزشي كه من مسؤول آن بودم وارد شد.اولين دوره آموزشي او شامل روشهاي نبرد و استفاده از سلاح ميشد. در عين حال او در تشكيلاتي كه نامش "مقاومت لبناني " بود،عضويت داشت. حاج عماد مغنيه اين مسير را پيمود تا اينكه جنگ سال 1982 پيش آمد و او به عنوان يك فرمانده موثر در عملياتهاي مقاومت شاخص و بارز شد.
*«روبرت بير» :كارمند اسبق«سيا»:
چيزي كه پيش آمده اين است كه عماد مغنيه به طور ريشهاي تغيير پيدا كرده است. او از نامي كه ما در دستگاههاي اطلاعات غربي به عنوان يك عامل تروريست براي وي برگزيدهايم به مردي با ايمان در جنگ عليه اسراييل تبديل شده بود.
*سيدحسن نصرالله:
آنان تصور ميكنند كه كشتن حاج عماد برايشان پيروزي است ، اما ما تصور ميكنيم پيروزي حاج عماد ، همانا بپايداري 25 ساله او در نبرد با آنهاست.
*گوينده:
اسراييل بسيار در مغنيه بود و ميدانست كه وي در بسياري از ضربههايي كه به وي وارد ميشود، دست دارد. اما هرگز نتوانست اثرات وي از بين ببرد. برادرش جهاد در اواسط دهه هشتاد و فؤاد در اواسط دهه هفتاد ترور شدند. تابستان سال دو هزار و پس از آنكه نخستوزير اسراييل وقت ايهود باراك نيروهاي خود را از جنوب لبنان خارج كرد، شايد عماد مغنيه براي اولين بار بود كه در تيررس تك تيرانداز اسراييلي قرار ميگرفت.
«يوسي ميلمان» نويسنده و كارشناس امنيتي:
اطلاع دارم كه در سال 2000 و در آن بار كه ديگر موضوع ارتباطي با موساد نداشت، عماد مغنيه به همراه تيمي از همكاران خود، مرزهاي ميان اسراييل و لبنان را زير نظر داشتند، يك پست مراقبت اسراييل، عكس ماشين آنها را گرفت. ماشين آنها از نوع مرسدس بود. فوراً نقشه ترور آماده شد حال يا از طريق تكتيرانداز يا از سوي هوا و با هليكوپتر. اما گريزي از جلب موافقت نخستوزير نبود كه در آن موقع شخص ايهود باراك بود. اما او اجازه انجام كار را نداد.
*گوينده:
پاياني مشابه، داستاني بعيد. چهارهزار نفر در اين ناوشكن آمريكايي هستند، در تعقيب يك ميهمان ناخوانده. اين اتفاق در سال 1996 رخ داد. آبهاي خليج فارس در لرزه انجام عملياتي بزرگ با مشاركت سربازان آمريكايي بود. هدف، كشتي كوچكي بود با نام رمز "ميهمان ناخوانده " كه درون آن شخص عماد مغنيه قرار داشت. "كريستفر شابرلي " كارمند ويژه دفتر تحقيقات فدرال آمريكا (FBI) روايت كاملي از اين ماجرا دارد.
*«ريچارد شابرلي»كارمند اسبق دفتر تحقيقات فدرال آمريكا:
گزارشهاي اطلاعاتي در آن دوره اجماع بر اين داشتند كه او در آن كشتي يا ناوچه كه از بيست و چهار ساعت قبل از گرفتن هرگونه تصميمي زيرنظر گرفته شده بود وجود دارد. طي چهل و هشت ساعت نيروي دريايي آمريكا نيرويي بالغ بر چهار هزار نفر و واحدي ويژه عمليات دريايي متشكل از شصت نفر را براي گرفتن وي بسيج كرد. در آخرين لحظاتي دفتر كلينتون در حين عمليات، به ما ابلاغ كرد كه عمليات را متوقف كنيم.
*گوينده:
اين ماجرا تا به امروز هنوز هم در پرده اي از ابهام باقي مانده است؛ درست مثل ساير داستان هاي زيادي كه حول محور شخصيت عماد مغنيه صورت نقل مي شود كه سرنخهاي وهم آلود آن از سر نخهاي حقيقي قابل تشخيص نيست، انفجار سفارت آمريكا در بيروت به سال 1983 كه منجر به كشته شدن 63 نفر شد كه در ميان آنها هفده نفر آمريكايي بودند. انفجار مقر مارينز (تفنگداران دريايي آمريكا) پيش از پايان همان سال و كشته شدن 241 نظامي آمريكايي و همزمان با آن ، انفجار مقر چتر بازان فرانسوي كه 58 چترباز در آن كشته شدند. رونالد ريگان رئيسجمهوري آمريكا در همان موقع به هموطنانش وعده داد كه عماد مغنيه را تحت تعقيب قرار خواهد داد ولو اگر صد سال بگذرد. اما عماد مغنيه كمتر از دو سال بعد با حادثه ربودن T.W.A در راه رم به آتن بود،به صحنه بازگشت.
در آن دوره، كارمند سازمان اطلاعات آمريكا «روبرت بير» چمدان خود را به مقصد بيروت ميبست تا مجري هدفي مشخص باشد؛ ربون عماد مغنيه.
*«روبرت بير» :كارمند اسبق«سيا»:
من دقيقاً در دهه هشتاد در لبنان بودم. در ميانه جنگ داخلي و در فضاي ترورهاي متبادل. مغنيه از هنگام ربودن هواپيماي آمريكا تحت تعقيب بود. دستوري صادر شده بود مبني بر توقيف وي و ما در تعقيب او بوديم. يكي از فرماندهان مسيحي لبنان پيش من آمد و گفت: من به تو براي دستگيري اين مرد كمك خواهم كرد،آن هم از طريق يك شيعه ساكن در «ضاحيه».اين واسطه[شيعه] شبي پيش من آمد و گفت: من ميدانم مغنيه كجاست؟ آيا ميخواهي او را بكشي؟ من دستوري براي كشتن او نداشتم بلكه بايد دستگيرش ميكردم و جواب دادم آيا ميتواني او را بازداشت كرده و پيش من بياوري؟ آن مرد از حرف من خندهاش گرفت. او بايد از چند ايستگاه بازرسي و گشتيهاي متعدد رد ميشد تا او را بازداشت كند. از اين عمليات چشمپوشي كردم و با اين وجود مطلبي را به او گفتم: اگر توانستي مغنيه را بازداشت كني، او را پيش من بياور!
فكر ميكنم روبرت بير از ديدگاه ايالات متحده، عماد مغنيه را بيشتر ميشناسد. من نميدانم كه آيا او در عمليات انفجار مقر مارينز دست داشته يا خير؟! موضوع اين نيست مهم تصاويريست كه از اين فرد منتشر ميشود. الان چطور شما ميتوانيد بدانيد كه كس تحت تعقيب است يا خير؟! در دنياي امور امنيتي، ما نيازي به دلايل و شهود، آن گونه كه در دادگاه ها مرسوم است نداريم .
*گوينده:
سال 1983، در لبنان يك سال معمولي نبود. جنگ داخلي در جريان بود و اسراييل پايه هاي اشغال خود را محكمتر ميكرد و نيروهاي پيمان آتلانتيك شمالي(ناتو) متهم به انحراف از نقش خود در حفاظت از صلح شدند، در عين حال اردوگاههاي فلسطيني در مسير طوفاني از آتش قرار داشتند آن هم در حالي كه بعد از رفتن سازمان آزاديبخش فلسطين فاقد هرگونه حمايتي بودند.در همين زمان كشتاري دهشتناك در اردوگاه هاي فلسطيني «صبرا» و «شتيلا» انجام شد. كارشناسان، اين كشتار را با انفجار مقر مارنيز مرتبط ميدانند.
*«انيس نقاش»رئيس مركز مطالعات استراتژيك امان:
آيا عمليات مارينز را بايد يك عمليات تروريستي دانست كه بدون در نظر گرفتن واقعيات جاري انجام شد دانست؟ اين يك اشتباه است! يعني اين يك هدف مشخصي بود. استقرار مارينز در لبنان از سياست هاي پيمان آتلانتيك(ناتو) براي لبنان بود كه اين سياست بر منافع اسراييل و آمريكايي انطباق داشت.در نتيجه زدن مقر مارينز بخشي بود از پاسخ به كشتارهايي كه در آن دوره زماني انجام شد و زير چتر نيروهاي پيمان آتلانتيك(ناتو).
*«روبرت بير» :كارمند اسبق«سيا»:
مي دانم كه او متهم به انفجار مقر مارينز بود و عقيده دارم كه اين درست است.او متهم به انفجار سفارت آمريكا هم هست كه شايد به آن اقدام كرده باشد كه البته دلايلي برايش وجود ندارد.در مورد مغنيه شما بايد فاصله يك اسطوره را با واقعيت طي كنيد.
منبع // سایت دانشجویان ایران