تاریخ به خود سرداران بزرگی دیده حالا یا خوب ازشون یادشده یا بد بالاخره تاریخ نگارا به چیزشون گیر دادن به مرام و جوانمردیشون یا به شقاوتو خونخواریشون به هر حال اونم از این قاعده مستثنا نیست اون یه نجیب زاده نبود بلکه فرزند یه وکیل ساده بود اما چی بگم که از اون ۱۰ هزار عنوان کتاب نوشته شده همه یا اونو یه دیکتاتور میدونن یا کسی که یه حکومت دستوری سانسور اخبار ممنوعیت تدریس بعضی دروس مثه فلسفه و تاریخ اما نمیشه نقش بی بدیل اونو تو قوانین فرانسه متمدن امروزی که معروفه به کد ناپلئون که یه اصل برای تصویب قوانین مدنی تو فرانسه ست یا اصلاحاتش تو قوانین کار کشاورزی حقوق بازنشستگی اموزش رایگان اصلاح امور ارتش و سربازی اجباری و از این دست کارا اما همه متفق القولند که ناپلئون رفیق دوست حق شناس و حافظه خیلی خوبی داشته اونقدر نفوذ داشته تو افرادش که اونو بیشتر از فرانسه دوست داشتن که میگن هر کسی میتونست با اون ملاقات کنه و اون با سرباز ها وقتش رو میگذرونده و فقط موقع طراحی عملیات تو چادرش میرفته واز غذاهای اون ها میخوره میگن اون اسم چند تا رو به خاطر میسپرده و اون هارو قبل مراسم سان ارتش صدا میکرد و احوالشون رو جویا میشد فوق العادس اون با سرباز ساده هم خوشوبش میکرده . اما این بزرگ مرد در ۱۵ اوت ۱۷۶۹ در شهر اژاکسیو جزیره کورس بدنیا اومد . بدرش شارل و مادرش له تی زیا ناپلئون چهار برادر و سه خواهر داشت که به طوفیل ناپلئون به مقامات بالا رسیدن ناپلئون بعد از این که در۱۸مه ۱۸۰۴امپراتور شد ۶ امپراتوری درست کرد.برادر بزرگ ناپلئون ژوزف که یه سال از ناپلئون بزرگ بود اولش شاه ناپل و بعدش شاه اسپانیا شد که بعضیا اینو یکی از اشتباهای امپراتور میدونن چون اسپانیا متحد همیشگی فرانسه بود تصرف اسپانیا باعث مشکلات زیادی شد که باعث درگیری ۲۰۰ هزار نفر از گراندارمه شد . بعد از سقوط امپراتور اون به ایالات متحده رفت و همون جا مرد . برادر دیگش لوسین که در کودتای ۹نوامبر ۱۷۹۹ به ناپلئون کمک کرد که اون چون نویسنده بود عضو اکادمی فرهنگستان فرانسه شد برادر دیگش لوئی که شاه هلند شد برادر دیگش ژروم و شاه وستفالی شد . اما سه خواهر ناپلئون اولی معروف به الیزا دومی معروف به ژولین که با ژنرال لکلرک ازدواج کرد سومیش معروف به کارولین که با ژنرال سرشناس برادرش مورا یا مورات ازدواج کرد . ناپلئون بعد از دوران ابتدایی به مدرسه نظامی اوبرین رفت و در ۱۷ سالگی به رسته توپخونه ارتش فرانسه زمان ورود ناپلئون به ارتش فرانسه هم زمان با دوران انقلاب کبیر فرانسه بود دورانی که افسران به سرعت بیشرفت میکرد منظورم اتحادهایی که از طرف هاپسبورگها و بویار ها و انگلوساکسون ها برای حمایت از تاج و تخت لویی شانزدهم برای سرکوب انقلاب فرانسه انجام شدد این نابغه در ۲۳ سالگی به درجه سروانی و در ۲۷ سالگی به درجه سرتیپی رسید و مسئول ارتشی موسوم به سپاه ایتالیا شد تا ایتالیایی اون زمان که تو اشغال هاپسبورگها بود رو ازاد کنه اما از این سپاه ایتالیا بگم که یه سپاه زوار در رفته بود سربازایی که نه روحیه ونه تدارکات داشتن اما ناپلئون تلف کردن وقت رو جایز ندونست تا تدارکات بیاد و تو یه سلسله حملات ( مون نه نوت - میل سیمون - مون دوئی -لودی ) و بالاخره در جنگی موسوم به ارکول در ۱۷ نوامبر ۱۷۹۶ برای بالا بردن سپاه بی روحیش با گرفتن برچم ارتش فرانسه با هزار نفر به بلی به همین نام ارکول به قول معروف با یه حرکت ناپلئونی یعنی خود خودکشی باعث تشویق بقیه به حمله شد و ارتش عظیم اتریش رو شکست داد و از این نبرد بود که ناپلئون خیلی معروف شد و به درجه ژنرالی رسید اتریشیها بعد تقاضای صلح کردن که ناپلئون به عنوان رئیس هیئت نمایندگان فرانسه به راشتات درسال۱۷۹۷ رفت اما سر نوشت چیز دیگه ای بود ناپلئون از فرانسه برای جنگ با بریتانیا فرا خوندند بعد اون افرادی که به این کنگره اومده بودن کشته شدن. بعد ناپلئون یک سری راهبرهای برای شکستن کمر بریتانیا تو هند و خاورمیانه مثلا عقد قرار داد با فتحعلی شاه و حمله با اما اولین کار رسیدن به مصر و اشغال این کشور و بعدش نفوذ به خاورمیانه ناپلئون با گمراه کردن دریا سالار نلسون ناخدای یک چشم بریتانیا از بی نظیر ترین دریا سالاران تاریخ که بعدا تو جنگ ترافلگار ناوگان مشترک اسپانیا و فرانسه رو نابود کرد . شایع کردن رجعتش به قاره افریقا از طریق جبل الطارق یا همون تنگه هرکول باعث کلک خوردن نلسون شد و ناپلئون از طریق مدیترانه به مصر رسید و با نبردی معروف به اهرام که حاکمان محلی که بر مصر مسلط بودن و شکست اون ها مصر اشغال کرد .البته عثمانی با شکوه دیگه باشکوه نبود و شمشیرش کند شده بود اما در عکا و در نزدیک دمشق با عثمانی که حالا مورد حمایت سیاسی و نظامی بریتانیا بود البته بنا به مصلحت باگرفتن تلفات زیاد از عثمانی مجبور به عقب نشینی شد مثلا کشتار ۴هزار نفر از سربازای عثمانی که ناپلئون سه روز مردد بود چیکار کنه سربازانی که به اونها قول امان داده بودن اما چاره ای نبود باید اونارو میکشتند اونارو کنار دریا بردن و اونارو اعدام کردن اره ۴هزار نفرو اینو مخوف ترین دستور ناپلئون در دوران زمام داریش میدونن . اما در اخرم با جنگ در مصر در اخرین نبردش که عثمانی با ۴۰هزار نفر در مقابل ۲۰ هزار نفر از ارتشش با گرفتن ۱۵هزار نفر تلفات از عثمانی فهمید که بریتانیا به اون اجازه تحرک در این منطقه رو به اون نمیده با حمایت از حکومت های محلی بس به فرانسه برگشت.