هجوم مغولان به روسيه و شرق اروپا


چنگيزخان تنها سبب محو آثار تمدن در ايران، چين شمالى، ماورالنهر و بخشى از هند نشد بلكه در حالى كه طى سال هاى ۱۲۱۹ و ۱۲۲۰ در حال در هم كوبيدن باقيمانده تمدن خوارزمشاهى بود به فكر حمله به شاهزاده نشين هاى روسيه افتاد. وى ابتدا در ۱۲۲۱ «جبه» و «سوبتاى» دو سردارش را به نواحى اورال و شرق درياى خزر فرستاد و اين نيروها بدون برخورد با مشكل جدى به داخل خاك اروپايى روسيه وارد شدند.
شكست سخت
در ۱۲۲۳ ميلادى شاهزادگان روسى پس از آنكه مطمئن شدند چنگيز بى ترديد خاك آنها را نيز مورد حمله قرار مى دهد در نزديكى درياى آزوف امروزى تداركات عظيمى ديدند تا جلوى سپاه او را بگيرند اما مغولان در نبردى بى رحمانه تقريباً تمامى سپاه روس را از بين بردند و از شاهزادگان روسى كسى زنده نماند اين نبرد مرگبار سبب شد تا در روسيه آن زمان كه تمدنى تازه در حال شكل گيرى بود نيرويى در برابر مغول نماند. آنها تا رود دنيپر تاختند و سپس بدون آنكه برنامه اى براى فتح كل روسيه داشته باشند به دليل فرا رسيدن مرگ چنگيز به چين بازگشتند.
موج دوم


اما تقدير اين بود كه روسيه و اروپاى اسلاو نيز از ايلغار مغول در امان نماند. اكتاى قاآن جانشين چنگيز خان برادرزاده اش «باتو» را با كمك سوبتاى فاتح قبلى مأمور حمله به اروپا كرد. اين سردار مغول نيز در ۱۲۳۶ با ۱۲۰ هزار سوار در اورال متمركز شد و پس از فتح شهرهاى ريازان ولاديمير، مسكو را نيز در ۱۲۳۸ غارت كرد. آنها سپس تا «وگل» كليه نيروهاى روسيه را شكست داده و به فكر تسخير كى يف افتادند.
كى يف آخرين هسته مقاومت روس ها و آخرين ايستگاه قبل از اروپا بود. در زمستان ۱۲۴۰ ده ها هزار سرباز مغول پس از شكست دادن نيروهاى روس در بيرون قلعه، خود شهر را محاصره كرده و على رغم مقاومت بسيار شديد مردم عاقبت شهر به تسخير مغولان غارتگر درآمد و كاملاً ويران شد.
ورود به اروپاى شرقى
مغولان پس از فتح كى يف به شتاب به سمت غرب به راه افتادند و پس از فتح كراكوى به شهر «پست» در مجارستان امروزى رسيدند و پس از تسخير اين شهر به زاگرب تاختند و اين شهر نيز پاى مقاومت نياورد و در ۱۲۴۱ شرق اروپا در تسخير مغول بود تا آنجا كه «مردان باتو» به درياى آدرياتيك رسيدند.
نتايج نبردهاى مغولان با روس ها


شكست هاى پى در پى شاهزادگان روسى، شاهزاده نشين كى يف و سقوط دسته هاى بلغار، مجار و صرب از مغولان ظرف كمتر از ۵ سال (پس از موج دوم حمله مغول) ناگهان «گارد اروپا» را براى هجوم مغول باز گذاشت. سربازان مغول براى آنكه اروپاى غربى را نيز به بلاى اروپاى شرقى، روسيه و ايران مبتلا كنند، بايد از آدرياتيك مى گذشتند و يا اينكه از طريق جلگه هاى شرق اروپا خود را به دشت هاى آلمان و فرانسه مى رساندند، اما شانس به غرب اروپا يارى كرد و اوكتاى قاآن در ۱۲۴۱ مرد.
شكست هاى روس ها و مردم كى يف از مغولان سبب شد تا اين مناطق تا ۳ قرن محل تاخت و تاز مغول باشد و بسيارى از مناطق ويران شده ديگر آباد نگردد و تا ظهور ايوان سوم در ۱۵۰۰ ، روسيه از معادلات جهانى حذف شود.
اين در حالى بود كه جارو شدن اقوام تركمن، قفقاز، ازبك، قرقيز و قزاق به سمت غرب (توسط مغولان) سبب شد تا نژادهاى غربى نيز تا قرن ها بعد تحت تأثير اين نيروها قرار بگيرند.

 

حمله هولاگو به بغداد
تولى پسر چنگيزخان و فاتح مرو و نيشابور اگرچه سربازى قوى بود، اما عياشى وى مانع از تداوم فتوحات مغولان گرديد. اما وى سه پسر داشت كه فتوحات پدربزرگ خود را با قدرت ادامه دادند. منگو، قوبيلاى و هولاگو خان.
هولاگو در تاريخ غرب آسيا بسيار مؤثر بوده و حضور او سبب نابودى بسيارى از دولت هاى كوچك خاورميانه شد.
هولاگو ابتدا در ۱۲۵۲ ميلادى با سپاه زبده اى از صحراى قراقروم حركت كرده و قصد او برانداختن بنيان فرقه اسماعيليه بود. وى در ۱۲۵۶ به قلاع اسماعيليه رسيد و آنها را به كلى نابود كرد. اما در سال بعد پس از رسيدن به غرب ايران تصميم گرفت كه به بغداد حمله كند.
المستعصم با الله آخرين خليفه عباسى به جاى جمع آورى نيرو، خود را به امورات جزئى مشغول كرده و شايد باور نمى كرد كه پايتخت بزرگ عباسى و شهرى كه ۷ قرن محل اداره حكومت هاى بزرگ اسلامى بوده، بسادگى از پاى درآيد.
در پاييز ۱۲۵۷ هولاگو خان با كمك لشگريان كمكى كه به او رسيد، خود را به نزديكى بغداد رسانده و آماده هجوم نهايى به اين شهر شد.
نبرد تكريت
در حالى كه بغداد مملو از ثروت و نفوس بود، به دليل سستى خليفه تنها ۲۰ هزار نيرو را به مقابله با سپاه مغول فرستاد. حال آنكه در اين زمان سربازان مغول افزون بر ۱۰۰ هزار سرباز بودند.
سپاه عرب براى جلوگيرى از پيشروى مغولان پل دجله را در تكريت خراب كردند، اما مغولان از دجله عبور كرده و پس از شكست دادن سپاه عرب بار ديگر در «دجيل» با نيروهاى عرب درگير شده و آنها را به كلى تار و مار كردند.
مغولان براى فتح بغداد زحمت زيادى نكشيدند و خليفه سست بنيه عباسى با كمترين مقاومت شهر را تقديم مغولان كرد. البته مغولان به وى رحم نكردند و او را در داخل پارچه اى پيچيده و زير سم اسبان انداختند. به گفته مورخان، بغداد يك هفته تمام غارت شد و صدها هزار انسان بى گناه كشته شدند و اين شهر براى هميشه اهميت و بزرگى خود را به عنوان شهر اول شرق نزديك از دست داد.
نتيجه فتح بغداد
بغداد آنقدر ثروت و جمعيت داشت كه اگر خليفه آن، مردى با جربزه و مديريت بود، مى توانست بين النهرين را عليه مغولان بسيج كند، اما بى تصميمى آخرين خليفه عباسى اين فرصت طلايى را از پايتخت بزرگ مسلمانان گرفت.
فتح بغداد را مى توان پايان يك دوران دانست. پايان ۷۰۰ سال قدرت اعراب مسلمان. پس از اين تاريخ ديگر اعراب در صحنه تاريخ جهان نقش مهمى را بازى نكردند.
هولاگو بعدها تا حلب پيش رفت و تنها مماليك مصر بودند كه پيشروى او را به سمت فلسطين و مصر متوقف كردند.
مى توان سقوط بغداد را حادثه اى مانند سقوط رم غربى دانست، در حقيقت سقوط بغداد پايان يك دوران بود.

 

منبع:روزنامه ابران